چگونه فراموشت كنم كه نامت زمزمه هميشه لب هاي من است و يادت همدم دايمي دلم و چشم هايت سايه سار تنهايي من.اگر باور نداري از مدادهايي كه بر صفحه سپيد كاغذ برايت شعر نوشته اند بپرس تا بداني كه چقدر بي تو بي قرارم

 

 

ياد تو

دست هاي التماسم را فشرد

رفت واحساس مرا با خود نبرد

ياد تو هر شب صدايم مي كند

در حريم شب رهايم مي كند

تو سكوت مبهم آيينه اي

در غم ديرينه ، در آيينه اي

تو چه هستي؟ لطف بي پايان عشق

ياور شب هاي بي پايان عشق

من به پاي عشق تو فاني شدم

طرحي از اندوه و ويراني شدم

سردي رخسار زردم را ببين

اين گل پژمرده از غم را بچين