آبی
ای لحظه هايم با تــو ناب ناب آبـی
نيلوفـری بــر برکـه های آب آبـی
من در خلوص دست هايت می نشانـم
يک آسمان، يک کهکشان مهتاب آبـی
گفتی صدايم کن،صدايت کـردم از دور
با واژه هايی چــون زلال آب آبـی
آه ای گل خوش عطر و بو آخر چرا من
می بينمت هر روز و شب در خواب آبـی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸ ساعت 20:53 توسط سهیلا
|
گر دل نبود کجا وطن سازد عشق