در تنهايي هايم تنها نيستم چون تو هستي ، جاي تو در پريشاني هاي خيالم
خالي نيست هرجا و هر لحظه با تو و دست در دست تو به
بي نهايت آروزهايم پرواز مي كنم.
اي عزيز دوست داشتني

فرياد
چه مي شد عاشقي آزاد مي شد
صدا در سينه ام فرياد مي شد
چه مي شد روز هاي خوش به تكرار
مي آمد ، تا كه دلها شاد مي شد
سكوت شب چه شيرين است اي دل
چه مي شد ماه من « فرهاد » مي شد
چه مي شد گر كه ماهي هم به صحرا
مي آمد تا زغم آزاد مي شد
نمي دانم چه مي شد گر نبودي
يقين آرامشم بر باد مي شد

دلم شكسته تر از شيشه هاي شهر شماست
تخلص غزلم چيست غير نام شما!!
توضيحات
آمار بازديد
پيوندهاي روزانه
آرشيو وبلاگ
لينك دوستان
طراح قالب
