تبليغاتX
بهار اشعار - چشمهایت
با خیال تو بسر بردن اگر هست گناه ،با خبر باش که من غرق گناهم همه شب .

چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو

نمي رسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو

به ماه خيره مي شوم فقط و گريه مي كنم

دلم كه تنگ مي شود براي چشم هاي تو

و هي مرور مي كنم نگاه اول تو را

و اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو

تو تا پلك مي زني به سجده مي رود دلم

به پيشگاه اعظم خداي چشم هاي تو

شبي خراب مي شود حصار هاي فاصله

و آب مي شود دلم به پاي چشم هاي تو

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 14:59 توسط ..:: soheila shamloo ::..