اگر به زبان تمامي فرشتگان سخن گويم ...
و از عشق بي بهره باشم طبل ميان تهي و سنج پرهياهويي بيش نيستم
اگر از كرامت غيب داني و پيش گويي برخوردار باشم
و همه اسرار جهان را دريابم و قلمرو دانش را تمام مسخر كنم
و در ايمان چنان راسخ و نيرومند باشم كه كوهها را رفتار آورم
و از عشق بي بهره باشم
كسي نيستم
اگر همه دارائي خويش به مستمندان بخشم
و جسم خويش را به آتش سپارم
و از عشق بي بهره باشم
مرا هيچ سود نخواهد بخشيد
عشق بردبار و مهربان است
عشق از حسد بر كنار است
عشق لاف خود ستايي نمي زند
عشق اطوار ناپسند ندارد
عشق به اندك چيزي در خشم نمي آيد
و انديشه شر نمي كند
و از بي عدالتي خشنود نيست
اما با حقيقت و راستي شاد و خرم است
همه چيز را تحمل مي كند
همه چيز را باور مي كند
و به همه چيز اميدوار است
و هيچگاه از پا نمي افتد
اما پيشگوئيها همه شكست مي خورند
و زبانها همه قطع مي شوند
و دانش ها در غبار زبان پنهان مي شوند
و دانش ما جزئي است
و نبوت ما جزئي است
و آنچه جزئي است رو به فنا دارد
آنچه مي ماند ايمان و اميد و عشق است
و از اين هر سه ، عشق را بزرگترين مقام است.

نوشته شده توسط soheila shamloo در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 ساعت 23:34 موضوع | لينک ثابت