l
پريشانم و از خشكسالي سرزمين چشمهايم گله دارم
مي دانيد همه ما گاهي دلمان ميگيرد و از دردهاي ناموزون مان مي ناليم، اما عزيزان دلم چرا فكر مي كنيد ناشناسي نمي خواهد دستانتان را بگيرد؟
مگر يادتان نيست همين كه سجاده تان را باز كرديد و اشكهايتان سند ورود شما را به آسمان امضاء كردند يادتان نرفته كه ؟!
آيا تا بحال هنگام زمزمه « اياك نعبد و اياك نستعين » دستتان نلرزيده ؟ بدانيد كه اين لرزش همان پاسخ روشن پروردگار به مهر نيايشهاي بي هنگام دلتان است .
به اميد روزي كه هيچ كس آرزو به دل بار سفر را نبندد.
توضيحات
آمار بازديد
آرشيو وبلاگ
لينك دوستان
طراح قالب
