مامور دفن
ای کسانی که مامور دفن من هستید گوش فرا دهید تابوت مرا در جای بلندی قرار دهید تا باد بوی مرا به سرزمین عاشقان ببرد و چشمان مرا باز بگذارید تا همه بدانند که چشمان من در آرزوی دیدن تنها گل باغ دلم چقدر حسرت کشیدند دستان مرا از تابوت بیرون بگذلرید تا همه بدانند که دستان من به معبود خویش نرسیده و روی مرا با پارچه سیاهی بپوشانید تا همه بدانند که روزهای من در سیاهی گذشته است. و روی قبر مرا تکه یخی بگذارید تا وقتی آب می شود احساس کنم معبودم دارد برایم اشک می ریزد.
*****************************************
یار من خوب است اما رسم و آیئنش بد است
با بدان خوب است و با خوبان بد است، اینش بد است
مصلحت کردم برای کشتنش پیش رقیب
مصحلت خوب آمد، اما مصلحت اینش بد است
****************************************
سعی کن در زندگی خلاف مکن ، خلاف کردی گیر مکن ، گیر کردی اعتراف مکن ، اعتراف کردی التماس مکن.
*****************************************
اسرار عزل را نه تو دانی و نه من
این حرف معما را نه تو خوانی و نه من
*****************************************
اگر میخواهی در برابر قاضی قرار نگیری قانونمند زندگی کن
انسان مانند رودخانه است هر چه عمیق تر باشد آرامتر است
*****************************************
همه میخواهند که بشریت را عوض کنند دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند.
من نمی گویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
زندان در آخرش به زندانی نمی ماند
بلکه در آخر به زندان بان می ماند.
******************************************
یاد داری که در آمدنت همه خندان بودند و تو بودی گریان
ای دوست خیال زی که در رفتن تو همه گریان باشند و تو باشی خندان
*****************************************
خدایا محبت چگونه چشمه ای است که انسان یک قطره از آن را می نوشد ولی به اندازه یک دنیا اشک می ریزد . این زندگی به من آموخت چگونه اشک بریزم ولی یاد نداد چگونه کنم زندگی
تو در کنار دریا و در فکر غروب
دنیا، تو در این دنیا
می دونم تنها هستی .
******************************************
من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را مگیر از من
******************************************
هر قطره اشک امضای خداست پای چشمهایی که آسمان در آنها خلاصه شده است
************************************
عشق یتیم تر از آن است که به دست رودخانه روزگار سپرده شود
*************************************
اگر کسی می گوید که برای تو میمیرد دروغ میگوید !!!! حقیقت را کسی می گوید که برای تو زندگی کند
************************************
مهربانا ، سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی....
************************************
آنگاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم ، حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد ندارم.
*************************************
در عشق مثل خورشید باش
در مهربانی مثل بارات
و در صداقت مثل چشمه