|
من گـنه کار و اسـيرم ای خـدا
مهـر تـو شد دستگيرم ای خـدا
قلب من باشد پريشـان و سيــاه
روشن است از تو ضميرم ای خـدا
من فقط بـر درگهت دارم اميــد
لطف کن بر من ،که گَردم رو سفيد
تـورهـايم کن زِهَــر آلـودگی
ای کلامت مايــه نـور و نـويد
لطف تو باشد ، کنم از خود سفـر
ذکر تو گويم به هر صبح و سحـر
ای خـدا ! آرام کن جـان مـرا
بـر نگـردان ای خـدا از من نظر
|