|
آرزوهايم ساده اند و صميمی ، به سادگی دل پاک کبوتران، به صميميت نگاهی که ميان چشمان دو عاشق پرواز می کند. آرزوهايم به رنگ نگاه عاشقانه توست از تو جز گوشه ی چشمی نمی خواهم ، گوشه ای تا نگاه پرپر شده دل عاشقم را در آن جای بدهم

ايمان من
ناز پروده عشق تو شدم ، جان منی
درد خود با که بگويم که ، تو درمان منی
دين و دنيا و همه هستی من رفته به باد
هيچ سرمايه مـرا نيست ، تو ايمان منی
ياد تو روشنی ذهن پريشان من است
در شب تيره هـجران ، مه تـابـان منی
کور دل بودم و با عشق تو بينا شده ام
روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی
زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست
امشبی را در اين خانهِ دل ، تو مهمان منی

|