|
غبار از آئينه ها پاک خواهم کرد و آفتاب را به مهمانی پنجره ها خواهم خواند و جاده ها را به زيباترين گلهای بهاری فرش خواهم کرد.
باران را به سبزه ها مژده خواهم داد ، بلبلان را به نغمه خوانی بر شاخه های شاخسار محبت دعوت خواهم کرد و از ابرها برايت سايبانی از عشق خواهم ساخت
اگر بدانم در عشق برايم جاودانه خواهی ماند.

برای چشم های تو
سبد سبد رُز سپيد ، برای چشم های تو
هزار مژده و نويد ، برای چشم های تو
در آن خزان که شاخه ها ، دل از شکوفه می برد
هزار شاخه ی اميد ، برای چشم های تو
اميد سبز ماندنت ، اميد زنده بودنم
هر آنچه ايزد آفريد ، برای چشم های تو
هر آنچه بوسه می زند به صحن ديدگان تو
دلی که بی امان تپيد ، برای چشم های تو
شب سکوت من ، رفيق اشک می شود
در آسمان بی کسی ، ميان هاله های من
دلم اگر ستاره چيد ، برای چشم های تو
هزار مژده و نويد ، برای چشم های تو

|